نام کاربري:رمز عبور:                          

بسیج
      بسيج شجره طيبه ست كه در خاك جبهه روييده است
بسيجي سلام بر تو
كه مرواريد خاطرات هميشه زنده
شهامت و استواري را در صدف جانت پرورانده اي
عشق الهيت،قلب آسمانيت را مي ستايم
و از خدا مي خواهم که ما فرزندان اين مرزهميشه سربلند
 پاسدار خوبي براي ارزشهايي باشيم که تو پايدارش ساختي

هفته ي بسيج بر بسيجيان هميشه بيدار مبارک



امروز، رسالت ما چيست؟


آيا، بسيجي بودن ديروز، کافيست؟


پس: بسيجي ماندن امروز، چه صيغه اي است؟


بين، «بسيجي بودن» تا بسيجي ماندن» وجه تمايزي است.


نمي توان بسيجي بودن را قاب حسرت گرفت و


يادگار ماندگار را فقط ميراث فرهنگي لقب دارد.


آيا بايد صرفاً به بسيج بعنوان ميراث فرهنگي نگريست؟


يا بايد با حضور در صحنه هاي عشق و ايثار


بسيجي ماندن را با عمل زينت دهيم؟


بسيجي بودن يعني در گذشته:


به رسالت خويش عمل کرده باشي


تکليف را بر نتيجه برتري داده باشي


به نداي امام (ره) و مقام معظم رهبري لبيک گفته باشي


با ذوق و شوق وصف ناپذير به جبهه هاي حق عليه باطل شتافته باشي


تور معرفتي دل را با خلوص رزمندگان تافته باشي که اين


 خود ، ماجراي پردرد و داغي است.


اما بسيجي ماندن معنايش:


استمرار تفکر بسيجي است


حضور عاشقانه در صحنه هاست


ظهور خلّاقانه در توليد فکر و انديشه است


کمک کننده به شکوفائي استعدادهاست


يا:


الگوي مناسب وظيفه شناسي است.


وظيفه شناسي چيست؟


در سکون ماندن؟


در جمود خفتن؟


در سقوط افتادن؟


نه! اينها که برشمريديم. پله هاي منتهي به گمراهي است


پس: وظيفه چيست؟ و در کجاست؟


صعود؟ عروج؟ خروش و رويش؟


آري، صعود بر قله هاي عروج کرامت و بزرگواري


همنوايي با امواج درياي معرفت در ساحل عروج


مشخصه اصلي انتخاب راهي الهي است.


بقول مقام معظم رهبري: اصلاً بسيج راه خداست.


بديهي است:


بسيجي ماندن در چنين شرايطي وظيفه دشواري است


که هر کس را ياراي پيمودن اين راه نيست:


بسيج همچون جهاد، دري از دربهاي بهشت است


که به روي بعضي از بندگان خاص خدا گشوده مي شود.


بايد از خود گذشت و منيت خويش را ناديده پنداشت تا به سير الي الله رسيد.


بايد خون دل خوردن را خالصانه برگزيد تا احياي


ارزشهاي مقدس و آرمانهاي الهي را به نظاره نشست


بايد پشتيباني، حراست و حفاظت از ولايت فقيه را


استمرار بخشيد تا تثبيت و قوام و بقاي نظام اسلامي هويدا گردد.


بايد براي سازندگي و عمران آ بادي و فتح قله هاي علم و تکنولوژي


پا به پاي مسئولين دويد تا شهد شيرين خدمت براي خلق خدا را چشيد.


بايد چشمان رمق رسيده را عارفانه به درب انتظار دوخت.


بايد تمناي دولت کريمه جهاني را پرورش داد و حال که


گوشه اي از آن دولت کريمه هويدا شده آنرا همچون جان عزيز داشت.


بايد شکوه تکليف را در مقام معظم رهبري و رياست محترم جمهور را با چشم دل ديد


تا صداي حرکت سريع شکوفائي وحريت را چشيد.


بايد ياد، خاطرات، مواضع و نصايح حکيمانه آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست


 (امام خميني (ره)) را همچون گوهري جاودان همراه داشت.


پس: بيائيد بسيجي بمانيم


که بسيجي ماندن: تدريس صحيح زندگي در مدرسه عشق و لشکر مخلص خداست.


و شيوه مبارزه با «با زَندگي» است.


و بسيجي در هيچ صحنه اي بازنده نيست.

التماس دعا
 



      بسيج شجره طيبه ست كه در خاك جبهه روييده است
بسيجي سلام بر تو
كه مرواريد خاطرات هميشه زنده
شهامت و استواري را در صدف جانت پرورانده اي
عشق الهيت،قلب آسمانيت را مي ستايم
و از خدا مي خواهم که ما فرزندان اين مرزهميشه سربلند
 پاسدار خوبي براي ارزشهايي باشيم که تو پايدارش ساختي

هفته ي بسيج بر بسيجيان هميشه بيدار مبارک



امروز، رسالت ما چيست؟


آيا، بسيجي بودن ديروز، کافيست؟


پس: بسيجي ماندن امروز، چه صيغه اي است؟


بين، «بسيجي بودن» تا بسيجي ماندن» وجه تمايزي است.


نمي توان بسيجي بودن را قاب حسرت گرفت و


يادگار ماندگار را فقط ميراث فرهنگي لقب دارد.


آيا بايد صرفاً به بسيج بعنوان ميراث فرهنگي نگريست؟


يا بايد با حضور در صحنه هاي عشق و ايثار


بسيجي ماندن را با عمل زينت دهيم؟


بسيجي بودن يعني در گذشته:


به رسالت خويش عمل کرده باشي


تکليف را بر نتيجه برتري داده باشي


به نداي امام (ره) و مقام معظم رهبري لبيک گفته باشي


با ذوق و شوق وصف ناپذير به جبهه هاي حق عليه باطل شتافته باشي


تور معرفتي دل را با خلوص رزمندگان تافته باشي که اين


 خود ، ماجراي پردرد و داغي است.


اما بسيجي ماندن معنايش:


استمرار تفکر بسيجي است


حضور عاشقانه در صحنه هاست


ظهور خلّاقانه در توليد فکر و انديشه است


کمک کننده به شکوفائي استعدادهاست


يا:


الگوي مناسب وظيفه شناسي است.


وظيفه شناسي چيست؟


در سکون ماندن؟


در جمود خفتن؟


در سقوط افتادن؟


نه! اينها که برشمريديم. پله هاي منتهي به گمراهي است


پس: وظيفه چيست؟ و در کجاست؟


صعود؟ عروج؟ خروش و رويش؟


آري، صعود بر قله هاي عروج کرامت و بزرگواري


همنوايي با امواج درياي معرفت در ساحل عروج


مشخصه اصلي انتخاب راهي الهي است.


بقول مقام معظم رهبري: اصلاً بسيج راه خداست.


بديهي است:


بسيجي ماندن در چنين شرايطي وظيفه دشواري است


که هر کس را ياراي پيمودن اين راه نيست:


بسيج همچون جهاد، دري از دربهاي بهشت است


که به روي بعضي از بندگان خاص خدا گشوده مي شود.


بايد از خود گذشت و منيت خويش را ناديده پنداشت تا به سير الي الله رسيد.


بايد خون دل خوردن را خالصانه برگزيد تا احياي


ارزشهاي مقدس و آرمانهاي الهي را به نظاره نشست


بايد پشتيباني، حراست و حفاظت از ولايت فقيه را


استمرار بخشيد تا تثبيت و قوام و بقاي نظام اسلامي هويدا گردد.


بايد براي سازندگي و عمران آ بادي و فتح قله هاي علم و تکنولوژي


پا به پاي مسئولين دويد تا شهد شيرين خدمت براي خلق خدا را چشيد.


بايد چشمان رمق رسيده را عارفانه به درب انتظار دوخت.


بايد تمناي دولت کريمه جهاني را پرورش داد و حال که


گوشه اي از آن دولت کريمه هويدا شده آنرا همچون جان عزيز داشت.


بايد شکوه تکليف را در مقام معظم رهبري و رياست محترم جمهور را با چشم دل ديد


تا صداي حرکت سريع شکوفائي وحريت را چشيد.


بايد ياد، خاطرات، مواضع و نصايح حکيمانه آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست


 (امام خميني (ره)) را همچون گوهري جاودان همراه داشت.


پس: بيائيد بسيجي بمانيم


که بسيجي ماندن: تدريس صحيح زندگي در مدرسه عشق و لشکر مخلص خداست.


و شيوه مبارزه با «با زَندگي» است.


و بسيجي در هيچ صحنه اي بازنده نيست.

التماس دعا
 

         دسته : بسيج دانش آموزي                انتشار یافته در : 1387/09/06 09:57:16 ق.ظ      نویسنده مطلب : ميثم  ايرانپور
    
      ???? 20

     
    نویسنده مطلب : علي  عقيلي














          
تعداد کل بازديدها از سايت : 38781
کليه حقوق براي مدرسه راهنمايي شاهد حضرت قائم مبارکه محفوظ است.
طراحي و اجرا توسط داده پردازي سپاهان.   www.it30.ir